تبليغاتX
متولد شب یلدا !!!
 
متولد شب یلدا !!!
 
 
بدون شرح !
 
سلام  Welcome 

بعد از یه مدت طولانی دوباره من اومدم

یعنی خیلی زودتر میتونستم بیام به شرط

اینکه تا وقت گیر میوردیم خونه ی مامان بزرگم

نمی رفتیم Knitting 

حالا شما خوبین ؟خوشین؟

مرسی از اینکه اگه جوک های قدیمی و تکراری

گذشته بودم بازم اومدین و نظر دادنو فراموش نکردین

  Graduation ما یه دوست داشتیم کلاس اول معلممون بهش گفت

الفبای فارسیو صرف کن گفت الف ب پ ت ث چهار پنج...

وقتی رفتیم کلاس دوم معلممون بهش گفت

الفبای انگلیسیو صرف کن گفت

....A B C 40 50

بالاخره رفتیم سوم و معلم گفت الفبای یونانیو بگو

گفت الفا بتا سه تا چهارتا پنج تا...

وقتی رفتیم چهارم معلممون که حسابی از دستش

عصبانی بود گفت یه شعر بخون ببینم

گفت نابرده رنج گنج پنج شش هفت....

اینم از دوست ما Nerd 

الانم که دیدمش بهش گفتم نوشابه دوست داری

گفت اره اب که داره گاز هم داره اگه برق هم

داشت خیلی خوب میشد  Soda Cup 2 

تابستون خوبی داشته باشین

خوش بگذره Jet Skiing 





 |+| نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 17:42  توسط یاسی  | 
 Smiley Sunglasses سلام

  این چند تا جوکو بخونین..........!

 Nasty Teeth یه روز یه مربی بهداشت از یکی می پرسه

اخرین باری که مسواک زدی کی بود ؟

میگه ببخشید اقا الان که زنگ بهداشته چرا

سوال تاریخی می پرسید ؟

 Bunny  Carrots یه روز یه خرگوش به مغازه ی میوه فروشی

رفت و پرسید ببخشید اقا هویج دارید؟

فروشنده گفت نه فردای اون روز خرگوش

دوباره اومد و پرسید اقا هویج دارید؟

فروشنده که خسته و عصبانی شده بود

زد و دندون خرگوشو شکست

روز بعد خرگوش بی دندون به مغازه اومد

و گفت ببخشید اقا اب هویج دارید؟

 Bus مرد بی سوادی روزنامه ای را که عکس یک

اتوبوس در ان بود وارونه بدست گرفته بود

و می گفت خدا به داد مسافران این اتوبوس

برسه حتما همه در جا مردن

اولی:باز از کوره در رفتی ؟

دومی:پس می خواستی همان جا بسوزم؟ Sweating 2 

 Doctor روزی مردی پیش دکتر رفت و با وحشت

گفت اقای دکتر از صبح کمرم راست نمیشه

دکتر نگاهی به مرد انداخت و گفت

خب معلومه دکمه پیرهنتو به شلوارت

وصل کردی





 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:30  توسط یاسی  | 
سلام چطورین ؟ Beach 

تعطیلات خوش گذشت ؟

مسافرت ها چطور ؟

میدونم واسه این حرفا خیلی دیر شده چون وقت

واسه اپ کردن نداشتم تو این هوای بهاری خواب اور

و امتحانای معرفی . . . . . .

خلاصه اینکه وقت نشد

مرسی از کامنت های خوبتون

خیلی هاتونو لینک کردم شما ها هم اگه خواستین

منو بلینکین

خوش بگذره





 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:1  توسط یاسی  | 

سلام چطورین ؟ Crutches 

می دونم همه مشغول تمیز کردن  Bubble Bath  Brushing  Shave Face 

(تمیز کردن خونه) و.....و چیدن سفره ی هفت سین اند

 شاید تا الان کاراتون تموم شده و ساعت ها و دقیقه ها

رو برای تحویل سال می شمرین Daylight Savings 

  امیدوارم در هر حال خیلی خوب و سلامت باشین

امروز اخرین روز زمستونهSnowstorm 

 یعنی یه دفعه به خودم اومدم دیدم فردا عیده Light Bulb  برعکس

پارسال که چقد سرشماری ببخشید لحظه شماری

می کردم

خلاصه من خیلی تغییر کردم Change Is Good 

سعی کنین همیشه شاد باشین Spaz  امیدوارم بهتون سال

خوبی گذشته باشه و سالی که داره نزدیک می شه هم

خوب باشه  Wink 





 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:6  توسط یاسی  | 
سلام حالتون خوبه ؟

چه خبرا ؟

خیلی دیر اپ می کنم چون خیلی کار داشتم

با چند تا جوک چطورین ؟

                                    جوک دوستانه

الهی چوب بشی پشمک بشم دورت بگردم

                                    سفر به دور خورشید

اولی :می خوام به خورشید سفر کنم

دومی :ولی نرسیده به اونجا می سوزی

اولی فکرشو کردم برای همین کار شب سفر می کنم

                                    اهن

مادر : دختر بیا اسفناج بخور اهن داررد

دختر : نه مامان الان اب خوردم می ترسم زنگ بزنه

                                 نامه

اولی : این نامه رو کی برات فرستاده ؟

دومی : برادرم

اولی : پس چرا چیزی توش ننوشته ؟

دومی : چون ما با هم قهریم

                                   خواب

مادر :پسرم نصفه شبی کجا میری ؟

پسر :خواب از سرم پریده میرم بگیرمش

                                      لباس

اولی : تو که پدرت خیاط است چرا یک

دست لباس بیشتر نداری ؟

دومی : مگر تو که پدرت دندان ساز است

صد تا دندان داری

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 21:22  توسط یاسی  | 

Happy valentine

Love can Move Mountains

There ain't a dream
That don't have the chance
To come true now
It just takes a little faith, baby
Anything that we want to do
We can do now
There ain't nothing in our way, baby
Nothing our love couldn't rise above
We can get through the night
We can get to the light
Long as we got our love to
Light the way

Yeah, Yeah, Yeah, Yeah, Yeah

With a little faith
Just a little trust
If you believe in love
Love can move mountains
Believe in your heart
And feel, feel it in your soul
And love, love can,
Love can move mountains

Oceans deep and mountains high
They can't stop us
Because love is on our side baby
We can reach the heavens and
Touch the sky
Just believe it, believe in you and I, baby
If we got love that is strong enough
We can do anything, we'd get
Through anything
'Coz through it all love will always
Find a way
yeah, yeah, yeah, yeah, yeah
Just a little faith
Just a little trust
If you believe in love
Love can move mountains
Believe in your heart
And feel, feel it in your soul
And love, baby, love can,
Love can move mountains

You got to feel it, baby

You believe in me
I'll believe in you
If we believe in each other
Nothing we can't do
If we got love that is strong enough
Love will find a way

Just a little faith
Just a little trust
If you believe in love
Love can move mountains
Believe in your heart
And feel, feel it in your soul
And love, love can move mountains

Love will find a way
Love will find a way, baby
Believe in each other
Oh, baby
Believe in love
Love can move mountains

Believe if your feeling love
Loooooove
You got to feel it


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 16:53  توسط یاسی  | 
سلام  خوبین؟ خوشین؟ با برف چطورین؟ من که خیلی خوبم با این تعطیلی ها

خلاصه یو هو (yoohoo)

با یه مسابقه چطورین؟

کارت زرد

اگه تو داور فوتبال بودی به کی کارت زرد می دادی؟!

به دور و برت نگاه کن به کدام یک از افرادی که می شناسی باید کارت زرد داد؟

وای به اونایی که کارت قرمز می گیرن!

هر کس پاسخ زیباتری بده کارت زرد نه جایزه می گیره

دوستان عزیز تا اپ بعدی فرصت دارید تا پاسخ این مسابقه رو بدین

۱.به بعضی مسولان اوقات فراغت که خیلی برنامه دارن اما فقط روی کاغذ

۲.به بچه محل های بی معرفت که حتی دم امتحان نهایی هم با ویزویزشون دست از سر کچل ادم بر نمی دارن

۳.به همسایه های طبقه های پایین که حسرت یه دوش اب گرم رو به دل ادم می ذارن

۴.به کلاغ های بی نظاکتی که باعث میشن ادم به راه حلی برای پرواز فکر کنه

۵.به بزرگ تر هایی که فقط بلدن نصیحت کنن فقط همین

۶.به داداش بزرگ های زورگو  که همیشه انتظار دارن ما داداش های کوچیک کفش هاشون رو واکس بزنیم

۷.به شاطر هایی که به جای نون مثلث متساوی الساقین ناقص الخلقه تولید می کنن

۸.به داور هایی که فقط بلدن کارت زرد بدن

۹.به خواهر های لوس که لباس قشنگ های ادمو مثل مثلث برمودا غیب می کنن

تنها کارت قرمز رو هم می دم به حسود اول : شیطون

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 23:44  توسط یاسی  | 

 

Merry Christmas

 Go to fullsize image    

خوش بگذره

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 23:58  توسط یاسی  | 

شب یلدا          عید قربان          تولد من

سلام امروز واقعا خوشحالم . خوشحالم که تو بلند ترین شب سال بدنیا اومدم امروز میرم تو ۱۴ ساعت یه ربع به ۱۰ هم بدنیا اومدم اینو واقعا می گم وقتی وبلاگ نداشتم نمی تونستم ناراحتی ها و خوشحالی هامو بروز بدم اما الان می تونم و وقتی می نویسم احساس خوبی بهم دست می ده و شما ها می تونین تو اونا شریک باشین حالتون خوبه چطور مطورین ؟ تو شب یلدا همه دور هم جمع می شن تو هوای سرد هندونه و انار می خورن من همش به فکر خوردنی هام  خب فال حافظ می گیرن و اپ می کنن و . . . . . . .                                                       عیدتون هم مبارک خیلی دوستون دارم همیشه دوست داشتم امروز تموم نشه اما ۳۰ اذر هر سال تموم شده . خدایا واقعا دوست دارم بخاطر همه چی .یاسی جون تو این سال جدید امیدوارم به همه ارزوهات برسی موفق تر هم باشی دوست دارم امیدوارم واسه شما هم همین طور باشه سعی کنین همیشه بخندین و شاد باشین نتیجه گیری : نمی تونیم زمانو نگه داریم باید ازشون خوب استفاده کنیم . من سعی می کنم همین طوری باشم  

Go to fullsize image

         Happy birthday

happy birthday to u

I wish for u

that you ll have best days

best birthday for u

com on open your present

happy birthday to u

happy birthday to u

happy birthday to u

'

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:48  توسط یاسی  | 
یه روز بر خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه می شکستیم یکدفعه دیدیم تلفنم زنگ زد تلفنه برداشتیم گفتیم کیسته فقط بوق می زد حالا دور از شوخی یه روز که زنگ تفریح خورده بود اومدیم تو حیاط که یک دفعه دیدیم نرده های استخرو برداشن اما نرفتیم دلیلشو بپرسیم چند روز همین وضعیت بود که دیدیم بوفمونو که فلزیه برداشتن دارن می برن بعد رفتیم پرسیدیم چرا اینجوریه گفتند می خوایم از اینجا بریم و من مردم بعد گفتیم نمی ذارین امسال تموم بشه بعد بریم ؟ گفتند نه و باید تا اخرای این ماه بریم من یاد خاطرات قشنگی افتادم که اینجا داشتم و خیلی ناراحت شدم اصلا نمی تونم باور کنم یه روز از این خیابون بگذرم و ببینم اینجا خراب شده اما سعی کردم از ناراحتی در بیام و به خودم گفتم خب خاطرات می تونه تو ذهن ادم باشه. یه هفته تمام وسایل ما جمع شد و فقط خودمون و میزامون مونده بودیم صبح دوشنبه ی همین هفته رفتیم همین مدرسمون بعد از نیم ساعت با اتوبوس رفتیم اون یکی مدرسه اما هنوز تابلویی رو که روش نوشته بود فرشته از رو اون مدرسه برنداشتن همین امروز و فرداست که دیگه بردارن البته پیش دانشگاهی ها تازه امروز اومندن یعنی وسایل اونا هم تخلیه شد . بچه ها ناراحت که نبودن هیچ خیلی هم خوشحال بودن من نمی دونم من خلم یا اونا اما وقتی میام با خودم منطقی فکر می کنم می بینم خب همه باید جایی که حیاط بزرگتر و خوشگل تر داره باید دوست داشته باشن که مدرسه قبلی اینجوری بود خودمونین اینجا نوسازه همه می گن تنوع خوبه با این چیزا باید قبول کنم که مخم تاب داره اما نمی تونم قبول کنم چون من نمی تونم چیزیو که بیشتر دوست داشتم بگم دوست ندارم حالا بگذریم خوشبختانه مکانش هم نزدیک هون مدرسه قبلیه و روی هم رفته بد نیست خب حالا چطور هستید خوب هستید در سلامتی کامل به سر می برید ?HO 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 21:21  توسط یاسی  | 
 
  بالا